تبليغاتX
معماری هنر ایده

معماری هنر ایده

معماری و دکوراسیون

قسمت چهارم

محمد هادی عرفان

نقد: اساساً محراب تفوقی بر سایر مکان های مسجد رواق های ، شبستان ها و صحن ندارد و اصلاً از لحاظ کارکردی هیچ ریشه مشترکی با تصورات آقای پوپ پیدا نمی کند، زیرا در آیین های زردشتی و مسیحی به محراب به منزله ی آتش به عنوان عنصر پاک و پاک کننده و یا نزول نور الهی و محل کشیش به عنوان واسطه ی مردم و خدا نگریسته می شود اما باید دقت شود که در اسلام ما هیچ تاکیدی بر روی محلی به نام محراب نداریم و در واقع رفتن به عمق در ساخت محراب به دو علت است.

1) نشان دادن جهت قبله و 2) پیروی از صف نمازگزاران و جلو آمدگی صف در محل امام جماعت می تواند باشد و هیچ جنبه ی تقدس ندارد.

گنبد: گنبد یا آسمانه همان طور که از نامش بر می آید شباهتی رمزی با آسمان یا عرش را بیان می کند. «گنبد مظهر آسمان و فضای مکعب زیر آن چونان مظهر زمین و قوس مقرنس کاری شده چونان حلقه ی واسطه زمین و آسمان تلقی می گردد.» «حضرت نبی (ص) در روایت معراج گنبد عظیمی را وصف می کند که از صدف سفیدی ساخته شده و بر چهار پایه ای در چهار کنج قرار گرفته و بر این چهار پایه این چهار کلام (بسم الله الرحمن الرحیم) از فاتحه الکتاب قرآن مجید را نوشته اند. چهار جوی آب و شیر و عسل و شراب ظهور که مظهور سعادت ابدی و سرمدی است از آنها جاری است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آبان1387ساعت 6 PM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت سوم

محمد هادی عرفان

ج) تعيين مبانی معنوی در عناصر مسجد 

فضا: معمار مسلمان، قافیه عروج را در تمامی ساختمان هایش مد نظر دارد. «او تلاش می کند از عالم خاک «عروج» نماید و به فضای برتر و پر معنا تر راه یابد و از تغییرات و دگرگونی های این جهانی آزاد گردد.

«این تصویر بهشت و جهان ماوراء در همه ی فضاها در معماری اسلامی چه در معابر چه در مساجد چه در خانه ها و همه جای دیگر دنبال می شود، تلاش او همواره این است که همه جا را به رنگ آن اندیشه ی اصلی مرکزی خویش در آورد و به یک فضای فقیر خاکی و ماورائی شبیه سازد. آن فضایی که او با آن انس ازلی داشته است، فضایی که مادی و خاطره ای از آن جهان است که انسان از آن هبوط کرده و همیشه تمامی اندیشه و تفکراتش در پی بازگشت به آن و رهایی از قفس این جهانی بوده است. فضایی کامل و متعالی و بی زمان.»

شکل: معمار ایرانی، در شکل کاری کرده است که اکنون پس از نگاه به آثارش شاهد تاویل و تفسیر های گوناگون از مستشرقان و دانشمندان مسلمان هستیم. گروهی شکل های انتزاعی را تنها از روی ناچاری و به عنوان حل مسئله از طریق حذف مسئله می انگارند. آنان معتقدند که معمار مسلمان با وجود علاقه به ایجاد تصاویر واقعگرایانه روی دیوارهای مقابل منظر به علت منع دینی برای تزیین به انتزاع روی آورده گروهی دیگر بدون قایل بودن هیچ استقلال هنری برای معمار مسلمان هنر اسلامی را تنها کلکسیونی از هنر رم، یونان، ایران و دیگر سرزمین ها می دانند.

گروهی نیز با غور در ژرفای این اشکال سطحی و با توجه به بستر فرهنگی سازنده ی معمار به اصولی عرفانی در ورای شکل ها دست یازیده اند.

«همه هستی از یک حقیقت مشخص اما ناپیدا به وجود آمده است و به همان نیز بر می گردد.» «انا لله و انا الیه راجعون» «در گنبد خانه یک دیدگاه رمزی قوی و پر اهمیت حضور دارد که بر پیوند بین زمین و آسمان و آنچه خاکی و زمینی است و آنچه ماورائی و آسمانی است تاکید دارد. رمز پر قدرت پیوند مربع به عنوان سمبل دین و دایره به عنوان رمز آسمان و سبب ساز این تعالی و تشریف است.»

«اشکال همیشه در خلوص و کمال غائی خود بوده است. و این کمال و خلوص و «بسامانی » اشکال است که به معماری ماهیتی غیر خاکی می بخشد و آن را به تصاویر دنیای مثالی نزدیک می سازد. اما معمار در عین تعالی در معماری از توجه به خصوصیات روانی انسانی نیز غافل نمی ماند.

تقارن: تقارن در معماری ما، با الهام از طبیعت ریشه دوانیده است نیازی به توضیح نیست زیرا به راحتی می توان مثال های زیادی از این قرینه سازی را در تجلیات معماری یاد آوری کرد. باغ ایرانی و قرینه سازی طوطی (نسبت به وسط عرض) مدارس، مساجد و میادین همه صیغه ای از قرینه دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آبان1387ساعت 4 PM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت دوم

 محمد هادی عرفان

ب) مبانی معنوی طراحی مسجد

1 – بررسی استدلالات در مورد هنر دینی : 3 نظریه در این زمینه می توان بر شمرد. دیدگاه اول از آن کسانی مثل بورکهارت، کربن واتینگهاوسن است که حتی در خانه کعبه جهانی از رمز و راز دیده اند. در دیدگاه دوم کسانی مثل گدار و کونل ، اسلام را مثل اعراب بادیه فاقد هر گونه مبانی زیبا شناسی می دانند. در هر دو نظریه رشحاتی از حقیقت موج می زند اما بعضی از اطلاعات و تحلیل های آنان اشتباه است.

طبق تحقیقات حقیر، کعبه بنایی از عهد ابراهیم خلیل (ع) بوده است اما در عهد جاهلیت این بنا بتخانه و ارتفاعش در حد کمی بیش از قامت یک انسان بود هر سال پارچه ای از طرف متمولین مکه روی کعبه نصب می شد، این پارچه مناسب پسند عرب بدوی دارای رنگ های تند و شاد بود هر سال بدون بر داشتن پارچه قبلی پارچه ای روی آن می انداختند. در زمان حضرت علی علیه السلام آن حضرت اجازه تغییر در نحوه تزیین کعبه را نداد. بعدها در زمان عباسیان آنان رنگ نمادین حکومت خود رنگ سیاه را بر سرای خدا آویختند. و این رسم تاکنون برای کعبه باقی مانده است که همین را کسانی چون بورکهارت دستمایه پرواز تخیلات خود ساخته اند. از سوی دیگر اسلام ناب با اسلام اموی و  حکومت علی با امپراطوری دمشقی دنیاها تفاوت دارد و  این از نگاه تیز بین دسته ی دوم فرو مانده است. واقعیت این است که معماری عصر اموی هر چند چشم و همچشمی ناشیانه ای با امپراطوری قیصر بود و سخت رومی می نمود، اما معماریی که طی قرون به تدریج در گوشه ی ممالک اسلامی نضج یافت بر خلاف نظر کسانی مثل گدار یا پوپ، محل تجلی دوباره ی شکوه امپراطوری مثلاًٌ ساسانی در ایران نبود زیرا اساس تفکر امپراطوری ساسانی با حکومت های هر چند ناخالص اسلامی اگر نگوییم متضاد لااقل متفاوت بود. این تفاوت در فلسفه ی ساخت کاملاً مشهود است. هنر مند مسلمان جز خدا همه چیز را فانی می بیند اما معماری پیش از اسلام  سخت خود نما و خود پرست می نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 8 AM  توسط وحید کمانه  | 

 

دکوراسیون آشپزخانه

دکوراسیون آشپزخانه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 8 AM  توسط وحید کمانه  | 

 قسمت اول 

محمد هادی عرفان 

مقدمه:

            در سطور زیر مسجد از نگاه خاصی مورد بررسی قرار گرفته است. معمولاً در بررسی مساجد حتی افرادی مثل مرحوم گدار، تنها در مواد به کار رفته ساختمان آنها کنکاش کرده اند که البته خود قابل تحسین است و در مقابل عده ای مثل بوکهارت، معنویت را بی هیچ توجهی به ماده جوهر قرار داده و بقیه را عرضی می دانند.

در مقاله ی زیر نگارنده سعی کرده با توجه به قلّت اندوخته ی خویش نگاهی از منظر اسلام و اندیشه ی اسلامی به مساجد و مهمتر از آن به سازندگان آنها بیاندازد. بر همین اساس مقاله به قسمت های زیر تقسیم شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 2 PM  توسط وحید کمانه  | 

معماری مسجد 

قسمت پنچم

محمد علي آبادي 

ج) تزييناتی مجازند که حدود الهی را نقض نمی کنند.

مطابق با آنچه که از قرآن کریم بر می آید نفس تزیینات در مسجد حرام نیست بلکه آنچه در این زمینه از آن نهی شده است همانا شکستن قانون خدا و حدود معقولی است که برای هر مسئله منجمله امر تزیینات در مسجد در نظر گرفته شده است. در زبان قرآن کریم این نادیده گرفتن قانون و شکستن حدود الهی «اسراف» نام نهاده شده است. قرآن کریم و حدیق به عنوان دو منبع اصلی و سرچشمه ی تفکر توحیدی اسلام متفقاً اسراف را مترادف با ظلم و بی عدالتی (به معنی عدم تعادل گرفته اند. قرآن کریم می فرماید:

قل امر ربی بالقسط و اقیموا وجوهکم عند کل مسجد وادعوه مخلصین له الدین کما بداکم تعودن. فریقا هدی و فریقا حق علیهم الصلاله انهم التخدوا الشیاطین اولیا من دون الله یحسبون انهم مهتدون. یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا و اشربوا و لاتسرفوا انه لا یحب المسرفین قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیوه الدنیا خالصه یوم القیامه کذالم نفصل الایات لقوم یعلمون قل انما حرم بی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغی بغیر الحق و ان تشرکوا بالله مالم ینزل به سلطاناً و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 11 AM  توسط وحید کمانه  |