تبليغاتX
معماری هنر ایده

معماری هنر ایده

معماری و دکوراسیون

در طول زمان در بسیاری از شهرهای ایران بناهایی مجموعه ای ساخته شده که گروه وبژه ای را در معماری تشکیل می دهند. احداث این گونه بناها سابقه ای بس طولانی دارد. کاوشها و بررسیهایی که اخیراً در محوطه ها و مناطق باستانی ایران انجام شده، نشان می دهد که به دلایل گوناگون مذهبی، نظامی و اقتصادی این گونه مجموعه ها شکل گرفته و توسعه یافته اند. از این مجموعه ها می توان مجموعه ی ساختمانهای منقوش در زاغه ی قزوین، بناهای چغازنبیل در خوزستان ، نوشیجان در همدان و حسنلو در آذربایجان ، متعلق به قبل از تاریخ ایران را نام برد. در دوره ی تاریخی یعنی در زمان حکومت هخامنشی ، نیشابور و ساسانی احداث اینگونه مجموعه ها ادامه یافت، از جمله بناهای فیروز آباد، نیشابور و سروستان در فارس، نسا در مرو و تخت سلیمان در آذربایجان ، علاقه مندی معماران و هنرمندان را به توسعه و ایجاد این شاخه از معماری نشان می دهد. در دوره ی اسلامی نیز، ایجاد و توسعه ی این مجموعه ها فزونی یافت و شاهکارهای معماری با این ویژگی به وجود آمد. پیدایش اینگونه مجموعه ها، با ایجاد یک آرامگاه ساده یا یک مکان مذهبی یا سیاسی شروع می شود، و در طول زمان با اضافه کردن بناهای دیگر، مانند مسجد، مدرسه، کتابخانه، آب انبار، خانقاه، زائر سرا و کاروانسرا به یک مجموعه ی بسیار زیبا و باشکوه تبدیل می شود( مانند مجموعه حرم حضرت رضا در مشهد، بقعه ی شیخ نعمت الله ولی در کرمان و مجموعه شیخ صفی در اردبیل)

ایجاد این گونه مجموعه ها، عمدتاً در بافت اصلی و مراکز شهرها به صورت سمبل به وجود می آید (مانند مجموعه ی مرقد حضرت معصومه در قم)

 

باز نشر مطالب منتشر شده در وبلاگ معماری هنر ایده  در سایتهای اینترنتی ممنوع است مگر به صورت لینک به صحفه ی مربوط در وبلاگ معماری هنر ایده  وبدون انتشار اصل مطلب

 تمامی حقوق وبلاگ معماری هنر ایده متعلق به نویسنده ی وبلاگ می باشد.

برگرفته از کتاب :تاریخ هنر ومعماری ایران در دوره ی اسلامی نوشته : محمد یوسف کیانی

 

Copyright © 2006-2008 Architecture art idea  All rights reserved

+ نوشته شده در  جمعه 19 بهمن1386ساعت 9 PM  توسط وحید کمانه  | 

یکی از پرونق ترین دوره های هنری ایرانی اسلامی، دوره ی صفویه است. سلسله صفویان در سال 907 هجری به وسیله ی شاه اسماعیل صفوی در تبریز تاسیس شد و بعد از او در سال 930- هجری شاه طهماسب به سلطنت رسید و به علل سیاسی پایتخت را از تبریز به قزوین منتقل کرد. هنگام حکومت شاه طهماسبف همایون پادشاه مغولی هند به ایران پناهنده شد و مدتی در دربار صفوق اقامت کرد اقامت وی در ایران و حمایت شاه صفوی از او در بازگشت به هند باعث ایجاد رابطه میان دو کشور باستان ایران و هند در همه شئون از جمله هنر شد. در قزوین پایتخت شاه طهماسب بناهایی چون مسجدا کاخ و کاروانسرا ایجاد شد تا به سلطنت رسیدن شاه عباس در سال 996 هجری به ترتیب شاه اسماعیل دوم و محمد خدابنده هر یک مدتی کوتاه حکومت کردند.

دوره 42 ساله ی سلطنت شاه عباس ، عصر شکوفایی هنر در ایران است در این دوره از یک سو روابطط ایران و اروپا و از سوی دیگر روابط ایران و هند توسعه یافت. شاه عباس پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد و این شهر را با بناهای متعددی مانند قصرها، مساجد، بازارها، پلها و کاروانسراها آراست و بدین ترتیب اصفهان مرکز هنرهای اسلامی شد (نقشه 1 - 4) بعد از شاه عباس ، شاه صفی و شاه عباس دوم به سلطنت رسیدند و در زمان شاه عباس دوم هنر معماری و هنرهای دیگر رونق داشت. در زمان سلطنت طولانی شاه سلیمان توسعه ی هنرها به شیوه ی گذشته، ادامه یافت. در سال 1105 هجری شاه سلطان حسین صفوی به سلطنت رسید و در زمان او سلسله ی صفویه ناتوان و ضعیف شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 دی1386ساعت 5 PM  توسط وحید کمانه  | 

 

قسمت دوم

در سال 653 هجری هجوم دیگری از سوی مغولان به دست هلاکو یکی از نوه های چنگیز آغاز شد هلاکو نیز مانند اجدا خود به ویرانی شهرها پرداخت و از طرفی به قیام دویست ساله اسماعیلیان در قلعه الموت پایان داد.

بعد از آنکه مغولان شهرهای آباد را ویران کردند، مجبور شدند برای بقا و ایجاد حکومت جدید پاره اندیشی کنند و ممالک مفتوحه را سروسامانی بدهند. آنها به زودی دریافتند که برای ادامه حکومت به عناصر و عوامل داخلی نیازمندند. از این رو حکومت آنان که به سلسله ایخانی معروف است با صدارت دانشمندان ایرانی چون خواجه نصیرالدین طوسی آغاز شد. وی در توسعه فرهنگ ایران در دوره ی ایلخانی نقش اساسی داشت.

به این ترتیب تجدید فرهنگ ایران اسلامی آغاز شد و هلاکو در ایران ساکن و موسس سلسله ایلخانی شد و نسبت به توسعه ی علوم اظهار علاقه کرد. از جمله اقدامات او تاسیس رصد خانه ای در مراغه با کمک خواجه نصرالدین طوسی بود.

بعد از هلاکو ، حکومت به دست آباقا پسر هلاکو و بعد به او لجایتو، ارغون و غازان رسید. در این دوره روابط ایخانیان با ممالک خارج روبه توسعه نهاد و به تدریج توسعه ی هنرها به ویژه معماری وارد مرحله جدیدی شد. ایجاد بناهایی چون سلطانیه، مسجد جامع ورامین، فرومد ، مسجد ملک و پامنار کرمان و مقابری چون گنبد سرخ، گنبد علویان ، برج علاء الدین ورامین نشان دهنده ی توسعه ی معماری در این دوره است. با آغاز حکومت ابوسعید انحطاط سلسله ی ایلخانی آغاز شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 4 PM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت اول

سلجوقیان ترکان غز بودند که برای تصرف زمینهای حاصلخیز از ماوراء النهر به کشور ایران آمدند و بزودی با فتوحات خود توانستند علاوه بر ایران آسیای صغیر را نیز به تصرف در آورند. بدین ترتیب در آغاز قرن پنجم سلسله ی ترکان سلجوقی تاسیس شد. بعد از حکومت طغرل نوبت به حکمرانی آلب ارسلان رسید. بعد از مدتی حکومت به دست ملکشاه سلجوقی افتاد و سرانجام در دوره ی حکومت سلطان سنجر سلجوقی حکومت این سلسله رو به ضعف نهاد و بعد از مدتی به دست سلسله ی دیگری به نام خوارزمشاهیان منقرض شد.

از وقایع مهم سیاسی این دوره ، قیام فراگیر اسماعیلیان بود که حدود دویست سال ، تقریباً بیشتر قلمرو جهان اسلام و آسیا را فرا گرفت. رئیس این فرقه حسن صباح، ضمن جمع آوری تعداد زیادی از طرفداران خود گذرگاههای صعب العبور را به عنوان پایگاهی برای توسعهی قدرت و قیام خود انتخاب کرد. مراکز سیاسی این فرقه بیشتر در کوههای البرز از قزوین تا دامغان گسترده بود. مرکز حکومتی آنان به نام آشیان عقاب یا قلعه الموت معروف است. اسماعیلیان معتقد بودند که اسماعیل پسر جعفر بن محمد (ع) از احفاد حسین بن علی (ع) همان مهدی موعود است. گر چه اسماعیلیان در بیشتر کشورهای اسلامی حتی سوریه و مصر پیروان بسیار داشتند، ولی سرانجام به دست هلاکوخان مغول از بین رفتند.

از نظر توسعه ی هنرها به ویژه معماری ، عهد سلجوقیان یکی از دوره های درخشان هنری است. همچنین عده ای از محققان بر این عقیده اند که در این دوره صنایع گوناگون به شیوه ی گذشته ادامه و گسترش یافت. معماری عهد سلجوقیان از استحکام و زیبایی خاصی برخوردار است. گرچه حدود یک هزار سال از آن دوره می گذرد ولی بناهای باقیمانده از ان دوران نشان دهنده ی مهارت و استادی هنرمندان و استادکاران و آگاهی آنان از شیوه های مختلف معماری است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 آذر1386ساعت 10 PM  توسط وحید کمانه  | 

با وجود بسط قلمرو اسلام و فتوحات مسلمین در اقصی نقاط ایران تا مدتها هنر معماری همچنان بر عناصر گذشته متکی بود. از آن پس هنرمندان مسلمان با تکیه بر عناصر هنری گذشته خود به ویژه هنر عصر ساسانی و با الهام از روح اسلامی معماری ایران را رونق تازه ای بخشیدند و با ابداعات خود معماری جدیدی را در این دوران بنیان نهادند.

به موازات گسترش حوزه ی نفوذ اسلام و به دلایل دینی اقتصادی و نظامی ضرورت احداث بناهای تازه احساس شد و بناهایی مانند مسجد ، مدرسه، پل ، کاروانسرا و قلعه در شهر ها و جاده های کاروانی ایجاد گردید.

در آغاز حکومت اسلامی احداث مساجد در مقایسه با سایر بناهای اسلامی اهمیت بیشتری داشت. مسجد جزء بزرگترین بناها در هر شهر و روستا بود، به طوری که بدون نشانی ویژه خود به خود نگاه و توجه هر مسلمانی را به سوی خود جلب می کرد.

در صدر اسلام مساجد علاوه بر اینکه محل انجام فرایض و اقامه ی نماز بود نهادی سیاسی ، اجتماعی و اداری به شمار می رفت مسجد تالار اجتماعات مسلمین ، خانه ی مستمندان ، اقامتگاه مسافران و کاروانیان، پناهگاه مظلومان، مکانی برای درس و بحث طلاب و محل ایراد خطابه، ابلاغ فرامین سلاطین اعلام جنگ و بسیج و اخذ مالیات بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 11 AM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت دوم

آران و بيدگل: شهر گنبدها

آران و بيدگل بر آمده از ريگ های روان و رمل ها، يکی از چهل حصار است که نخستين شهر نشينان جهان را در خود سکنی داد. اصل واژه آران از آرين و نام ديگر قوم آريا، به معنای جايگاه مقدس است و بيدگل نيز تغيير يافته بی بی گل و ويگل است.

شهرستان آران و بيدگل با وسعت 6051 کيلومتر مربع در شمالی ترين نقطه استان اصفهان واقع شده است. اين شهرستان که به نگين کوير مشهور است از شمال به درياچه نمک و استان های قم و سمنان و از مشرق به نظنز و اردستان و از جنوب و غرب به شهرستان تاريخی کاشان محدود می شود. در اين منطقه صنعت دامپروری از رونق چندانی برخوردار نيست و عمده محصولات آن را صيفی جاتی همچون هندوانه، هويج ، خيار ، شلغم و ... تشکيل می دهند. فرش بافی در هر دو شهر رايج است و در بازار به قالی کاشانی مشهور است. آران و بيدگل يکی از غنی ترين و مهمترين جاذبه های گردشگری استان به حساب می آيد. کوير زيبا و خيال انگيز اين دو شهر تا ابد از ياد و خاطر هر بيننده ای بيرون نمی رود با کوچه و معابری پر پيچ و خم که به چندين ميدان مرکز محله می رسند. اين شهر کهن با دو منطقه بزرگ شهری دارای 29 محله است که گنبدها و گلدسته های مساجد و حسينيه ها و امامزداده هايش رنگ و بويی معنوی به آن بخشيده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 12 PM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت اول

وجه تسميه کاشان

            دانستن وجه تسميه مکانها و نامها از گذشته در مورد توجه و علاقه ی مردم بوده است و در همين راستا کوشيده اند تا با حدس و گمان تکيه بر باورهای عامه به ريشه يابی بسياری از واژه ها بپردازد. واژه کاشان نيز همانند بسياری از واژه های کهن ديگر از اين اصل مستثنی نبوده اند و درباره وجه تسميه اين شهر اقوال گوناگونی به گوش می رسد نام شهر کاشان در ماخذ اسلامی قاشان يا قاسان ضبط شده و از شهرهای بسيار قديمی ايران است. به استناد تحقيقات باستان شناسان تپه های سيلک واقع در چهار کيلومتری غرب کاشان يکی از نخستين مراکز تمدن و محل سکونت بشر ماقبل تاريخ شناخته شده است. کاشان در زمان ساسانيان منطقه ای آباد بوده است و به استناد روايت جغرافيدانان اسلامی نام قديم کاشان چهل حصاران نيز بوده است. روزگاری تپه های باستانی سيلک ويران شد و در اطراف آن آبادی های کوچک و بزرگی به صورت قلعه و حصار پديد آمد که به چهل حصار شهرت يافت به قول ديگر اصل اين واژه کی آشيان بوده است گروهی از زبان شناسان معتقدند که نام کاشان برگرفته از واژه گاثه های کهن ترين اثر منظوم اوستا زرتشت است.

سرزمين  گل کاشی کاشان

کاشان با طول و عرض جغرافيايی 59 و 33 درجه شمالی 27 و 51 درجه شرقی در منطقه جبال واقع شده است اين شهر در مجاورت دشت کوير در شمال شرقی و شرق در دامنه کوههای مرکزی ايران قرار دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آبان1386ساعت 0 AM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت چهارم

بادگير

معماران و استادکاران ايرانی با توجه به شرايط اقليمی و جغرافيايي مناطق گوناگون ايران شيوه های معماری  را در شهر های مختلف توسعه بخشيدند؛ همان طور که به دليل سرما ايجاد بناهای فاقد ميانسرا در آذربايجان متداول بوده, ساختن بادگير نيز در مناطق کويری رواج داشته است.

ساليان بس دراز, بادگير يکی از اجزای مهم بناها در نواحی گرم و خشک ايران بوده است. هر بادگير شامل برجهای تهويه بر فراز ساختمان است. در بالای هر برج يک رشته دهانه های عمودی وجود دارد که در مقابل بادهای وزان قرار گرفته و برای گرفتن نسيم و هدايت آن به اتاق همکف يا زيرزمين که رطوبت را از يک حوض آب اخذ می کند, تعبيه شده است.

در شهرهای کويری ايران مانند کاشان, يزد و کرمان از بادگير در بناهای مختلف به نحوه مطلوب استفاده شده است. در بعضی بناها حتی چندين بادگير ساخته شده (مانند آب انبار پنج بادگير يزد).

پله

گرچه پله يک اثر معماری مهم به حساب نمی آيد, ولی کاربردهای سودمندی در معماری دارد. راه پله های مارپيچ داخل مناره ها و پله هايي که به بامها و فضاهای داخلی و خارجی بنا و به پاشيرهای سراشيبی آب انبارها منتهی می شود از اهميت ويژه ای برخوردارند. همچنين پله ها, راههای ارتباطی مفيد به طبقه دوم يا پشت بام به شمار می روند. در بعضی از بناها پله ها علاوه بر کاربرد ارتباطی, وسيله سبک کردن حجمهای ساختمانی نيز هستند(مانند بنای تايباد خراسان). مدرسه غياثيه خرگرد دارای هشت دستگاه پله است. همچنين مسجد کبود تبريز پله هايي در شش قسمت دارد که دو دستگاه پله به نمای اصلی متصل است و چهار دستگاه در گوشه های گنبد خانه يا شبستان قرار دارد که به طبقه دوم متصل می شود. مصالح ساختمانی پله ها اغلب آجر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 تیر1386ساعت 12 PM  توسط وحید کمانه  | 

 

 قسمت سوم

 

قلعه ها

آغاز خانه سازی بشر همواره با انديشه دفاع در برابر دشمنان همراه بوده است و قلعه ها مظاهر بارز انديشه دفاعی انسان هستند.

به طور کلی قلعه ها به دو گروه عمده تقسيم می شود: قلعه های کوهستانی و قلعه های دشت. همانطور که در معرفی کاخها گفته شد, از يک بنا ممکن است استفاده های گوناگونی شود. از قلعه نيز در موقع آرامش و صلح به عنوان کاخ استفاده می شد. با اين توضيح تخت جمشيد را, با توجه به طراحی آن, می توان يک قلعه دانست. همچنين از تخت سليمان در تکاب آذربايجان غربی ـ که مکانی مقدس بوده ـ گاهی به عنوان نيايشگاه و زمانی به عنوان کاخ استفاده می شده است.

بزرگترين و مستحکمترين قلعه هايي که در ايران بنا شده, متعلق به فرقه اسماعيليه است. اين قلعه ها در بلنديهای رشته کوههای البرز بنا شده اند(مانند الموت, لمبسر, گردکوه, سارو و امامه).

معماری اينگونه قلعه ها جنبه نظامی و دفاعی داشته و طرح و نقشه آنها ويژگيهای گوناگونی دارد. قلعه ها در صعب العبورترين بلنديهای کوهستانی بنا می شدند و چون طرح و نقشه ای از پيش آماده نداشتند, طراح يا معمار حصارها, برجها, اتاقها و وروديها را با توجه به موقعيت طبيعی صخره ها, احداث می کرد. به اين علت اغلب قلعه های کوهستانی دارای طرح هندسی مشخص نبودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 5 PM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت دوم

 

آرامگاهها و زيارتگاهها

به طور کلی آرامگاه به بنايی گفته می شود که يک يا چند شخصيت مذهبی يا سياسی در آن دفن شده باشد. اين نوع بناها را به دو گروه مقبره های مذهبی(زيارتی) و مقبره های غير مذهبی می توان تقسيم کرد.

مقبره های مذهبی در بيشتر شهرها و روستاها به امامزاده معروف شده اند و در مقايسه با ساير بناهای اسلامی(بجز مساجد) از اعتبار ويژه ای برخوردارند. امامزاده ها بيش از ديگر بناها ی دوره اسلامی مورد احترام و علاقه مسلمانان بويژه شيعيان هستند. بناهای فوق در طول زمان توسعه يافته و از يک آرامگاه معمولی به مجموعه های بسيار با شکوهی تبديل شده اند(مانند مجموعه بناهای مشهد, قم, بسطام و شيخ صفی). مقبره ها اغلب با نقشه های مدور, مربع و هشت ضلعی با شيوه های گوناگون معماری احداث شده اند(مانند مرقد اسماعيل سامانی در بخارا, گنبد قابوس در دشت گرگان, برج رادکان در خراسان, برج علاء الدين در ورامين و بنای سلطانيه در زنجان). همانند ساير بناهای اسلامی مقبره ها نيز با آجرکاری, گچبری, کاشيکاری و آينه کاری تزيين شده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 5 PM  توسط وحید کمانه  | 

  قسمت اول

برخی از محققان نظير پروفسر ويلبر معتقدند که اجرای هر طرح معماری به سه عنصر اجتماعی بستگی دارد. اول جامعه ای که به آن طرح نيازمند است؛ دوم شخص يا اشخاصی که از اجرای طرح حمايت می کنندو هزينه مالی آن را متعهد می شوند؛ سوم معمار يا استاد کارانی که طرح را اجرا می کنند. جذابيت تحقيق و مطالعه معماری ايران در اين است که دريابيم چگونه اين عوامل سه گانه بر يکديگر تأثير می گذارند و سرانجام به احداث بنايی منجر می شوند

کاربرد بناها

مطالعه درباره معماری ايران, نشان دهنده چگونگی گسترش آن در طی پانزده قرن گذشته است. در هر دوره بناهايی با ويژگيهای گوناگون در روستاها, شهرها, جاده های کاروانی, مناطق کويری, گذرگاههای کوهستانی و شهرهای ساحلی ايجاد گرديده که کاربردهای متفاوت داشته اند.

اهميت معماری اسلامی وقتی آشکار می شود, که بدانيم در ساخته های اين دوره به کاربرد مادی و معنوی بناها ـ که از مهمترين ويژگيهای آن است ـ توجه شده است.

برای دريافتن اهميت اين ويژگيها در گسترش معماری شايسته است طبقه بندی بناهای دوره اسلامی و کاربرد آنها را مشخص کنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 4 PM  توسط وحید کمانه  | 

ظهور اسلام در آغاز قرن هفتم ميلادی بنياد بسياری از کشورهای کهن و متمدن آن زمان را دگرگون ساخت و قدرت و نفوذ آن در ترکستان غربی و پنجاب از يک طرف و اسپانيا از طرف ديگر گسترش يافت. به اين ترتيب با پيدايش تغيرات اساسی در سرزمينهای مذکور, هنر و تمدن کهن آسيا, شمال افريقا و حتی بخشی از اروپا دگرگون شد و شالوده هنر های اسلامی که ترکيبی از هنر حکومتهای مغلوب (مانند ساسانيان و حکومت بيزانس) با فرهنگ اسلامی بود شکل گرفت.

            تشکل هنر اسلامی تقريباً, با روی کار آمدن سلسله اموی در سال 41 هجری مصادف بود و اين امر با انتقال مرکز خلافت از مدينه به دمشق بی ارتباط نبود. تغيير مرکز حکومت, مسلمانان را مستقيماً با هنربيگانه يعنی هنر ايران و روم آشنا کرد و از همين زمان بود که هنر دوره بنی اميه, که التقاطی از هنر سرزمينهای همجوار بود, راه تازه ای در پيش گرفت.

            در دوره امويان در زمينه احداث بناها ی مذهبی و غير مذهبی فعاليت قابل توجهی صورت گرفت؛ از جمله می توان به بناهای قبه الصخره, مسجد جامع دمشق, قصرالعمره و بالاخره کاخ المشتی اشاره کرد که از شاهکارهای معماری اوايل اسلام به حساب می آيند. اين بناها تزيينات بسيار زيبايی همچون نقاشی, حجاری, موزاييک و گچبری دارند. در 133 هجری قمری با آغاز حکومت عباسيان در عراق ـ پايتخت سابق ساسانيان ـ يک شيوه هنری کاملاً ايرانی به وجود آمد و هنرهای مختلف اين عصر با الهام از عناصر دوره ساسانيان شکل تازه ای به خود گرفت.

          


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 11 PM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت دوم

معماری دوره ی اشکانيان (پارتيان):

قوم پارت يا پارتوآ يکی از شعبه های نژاد آريايی ايرانی است پارت ها در زمينه هنرها به ويژه در معماری ابتکارات بديعی داشتند . آنها با برخورداری از پيشينه ی غنی دوباره به احيای هنرهای فراموش شده و يا تفسير يافته ی ايرانی پرداختند با فترتی که در هنر ايران پيدا شده بود نه تنها احياگر معماری و سنت های گذشته ی ايرانيان شدند بلکه تحول ملی عظيم در زمينه ی شهر سازی و معماری ايجاد کردند و در معماری دو عنصر نو ظهور افزودند. يکی احداث گنبد بر روی بناهای چهار ضعلی (مربع شکل) از طريق فيل پرشها و ديگر توسعه ی ساختمان ايران . تاق دار

متاسفانه علی رغم حاکميت طولانی مدت پارتها اکثر آثار آنها از بين رفته است. زيرا عواملی مانند زلزله، آب و هوايی و گستره وسيع امپراتوری، تاثير گذار در روند تخريب آثار معماری بوده اند.

پهناوری بسيار شاهنشاهی پارت و گوناگونی سنت های مردم آن بايد ما را آگاه ساخته باشد که يک سبک معماری در سراسر کشور نمی توانست باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 12 PM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت اول

هدف از ارائه ی این بخش آشنایی با معماری قبل از اسلام در ایران می باشد .در این مقاله به صورت مختصر ،جزئی از  هر سبک معماری این دوره معرفی میشود .

معماری ايلام قديم:

تا پيش از آمدن مادها و پارسها تا حدود يک هزار سال پيش از ميلاد ، تاريخ سرزمين ايران به تقريب منحصر به تاريخ ايلام بوده است.

تنها اطلاع ما از معماری (به ويژه شکل معابد) از نقش مهرهايي است که از دوران اوليه ی ايلام به جای مانده و آن يک نقش برجسته مربوط به نينوا در آشوری متاخر است در اين نقش برجسته معبدی به صورت يک بنای مربع مستطيل بلند بر يک شالوده ی ايوان دار نشان داده شده، نمای جلوی دارای روزنه هايی بوده است. در قسمت پشت ممکن است پله هايی برای دسترسی به معبد وجود داشته است. در نمای آن دو چهار چوب در بلند ديده می شود که در سمت چپی را يک پرده ی نی ايی آنرا از نور آفتاب محافظت می کند. احتمالاً  مدخل ورودی بوده است و در سمت راست شايد نمايی از يک در بوده است جالبترين ويژگی معماری اين معبد سه شاخ بزرگ است که در دو طرف ديوارهای معبد نصب شده است و اين ما را به يکی از عجايب ساختمان معابد ايلامی متوجه می سازد.

زيگورات چغارنبيل

آثار باستانی چغازنبيل در دشت خوزستان و در فاصله حدود سی کيلومتر در جنوب شرقی شهر شوش در کرانه ی غربی رودخانه دز واقع شده است اين آثار شامل زيگورات يا معبد عقليمی است که به وسيله ی او نقاش گال پادشاه مقتدر ايلامی برای خدای اينشوشيناک در حدود 1265 ق.م ساخته شده است.

 

زیگورات چغازنبیل                  

                                           مشاهده ی تصویر

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 7 PM  توسط وحید کمانه  | 

ایران در طول تاریخ به وجود آمدنش توسط قوم آریا فرهنگ معماری خاص خود را به جهان ارائه داده است .ایران سرزمینی است با وسعت زیاد و به علت همین وسعت جغرافیایی و وجود ناحیه های   متعدد دارای تنوع معماری زیادی می باشد اگرخوب دقت کنیم خواهیم فهمید که حتی در یک منطقه جغرافیایی خاص نیز با تنوع در شیوه ساخت مسکن روبه رو هستیم .

ما برای بررسی و شناخت نگرش معماری ایرانی و به طور کلی معماری هر نقطه ای از جهان ابتدا  به یک تقسیم بندی مناسب نیاز داریم شاید .در درجه ی اول دو عامل مکان و زمان نظر ما را به خود جلب می کند (در چه مکانی و در چه زمانی ) این انتخاب را می توان کمی عجولانه تلقی کرد چرا که دو عامل ذکر شده را نمی توان به عنوان اساس تقسیم بندی به کار گرفت .

همانطور که گفتم در سرزمینی که در یک زمان و در یک مکان شاهد تفاوت در شیوه ی معماری مسکن بوده ایم نمی توان این دو عامل را به عنوان تنها مولفه ها انتخاب نمود پس ناگزیر به قرار دادن مولفه ی سومی در این معادله هستیم تا با بهرگیری از آن بتوانیم به یک تقسیم بندی ایدآل دست یابیم انتخاب گونه شناسی درونگرا و برونگرا با توجه به این موضوع صورت گرفته است . لفظ درونگرا  و برونگرا در چند کلمه بدین صورت بیان می شود که در خلق طرح بنا و اجرای آن الویت را با فضای داخلی در نظر گرفته اند یا فضای بیرونی (در به کار بردن عناصری نظیر تزئینات ، عوامل بصری و .....)

 

                     درونگرایی معماری ایرانی

 

  

معماری ایرانی و معماری اسلامی توجه بر درونگرایی مسکن دارد .این انتخاب و گرایش در معماری ایرانی (اسلامی) ریشه در اعتقادات ایرانیان (که اکثریت مسلمان هستند)دارد.ایرانیان خواستار فضایی آرام برای خانواده ی خود به دور از هیاهو و مزاحمت دیگران هستند.ما می توانیم از درونگرایی بر داشت مختلفی داشته باشیم .این واژه پیش از آنکه نوع نگرش در معماری باشد آشکار کننده ی دیدگاه اخلاقی و عرفانی هر اقلیمی می باشد.تودار بودن گرایش به حالات درونی و پرهیز از نشان دادن آن حالات به صورت تظاهر،بعضی از این مفاهیم می باشد .در بحث معمارانه ی این واژه نپرداختن به ظاهر و در عوض کار بر درون معنا دارد.تا آنجا که در کلیت معماری ایرانی می توان  خانه ها از نظر نما ی بیرونی ساده و بی آلایش بوده و در عوض در درون غظمت و شگوه چشم نواز دارد  .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1385ساعت 7 PM  توسط وحید کمانه  | 

 

مهمترین وتنها ترین آثار باستانی بم ارگ قدیم است که قدمت آن به 2500 سال پیش می رسد .ارگ تنها از خشت و گل بنا شده است و سالها است که پا بر جا مانده است و باعث سرافرای و سربلندی بم شده است .ارگ در قسمت شمال شرقی بم قرار دارد و در اطراف آن نخلستان ها قرار دارند که آن را زیباتر نشان میدهد و چشم هر بیننده ای را به خود جذب میکند . وقتی که از دروازه ی ارگ عبور میکنیم یک راهروی طولانی وجود دارد که در سمت راست , شهر قدیم بم است و اگر کسی می خواست حاکم را ببیند می بایست از هفت خان رستم عبور کند.بلند ترین قسمت ارگ جایی است به نام کلاه فرنگی که از فاصله دور میتوان آن را دید و اگر بر بلندای آن بایستیم میتوان تمامی بم را تماشا کرد که چیزی جز نخلستان های سر به فلک کشیده چیزی نمایان نیست که هرساله جهان گردان زیادی از سراسر دنیا از ارگ باز دید میکنند.

 

                       .ارگ بم

 

در داخل ارگ زیارتگاهی به نام چاه صاحب الزمان (عج) وجود دارد که مردم در روزهای دوشنبه و جمعه برای زیارت به آنجا می روند ,یکی دیگر از جاهای دیدنی در داخل ارگ ,اتاقی به نام چهار فصل است که در منطقه حاکم نشین وجود دارد ,این اتاقها در چهار فصل سال هوایی دل انگیز و بهاری دارد.ولی در حال حاضرارگ به کوهی از خاک تبدیل شده است و تلاش می کنیم که دوباره آن را محکم و مقاوم تر از قبل بسازیم.

زلزله ، چندی یش بزرگترین بنای خشتی جهان را که افتخار مان بودبه تلی از خاک تبدیل کرد به امید دیدن دوبارهء  هر چه با شکوه تر ارگ بم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 دی1385ساعت 5 PM  توسط وحید کمانه  | 

سقا خانه گذر هارونیه

درگذرگاه چهارسويي كه در گذشته يك راهش به صحن امامزاده هارون ولايت گشوده مي شده و اكنون در آن بسته است. سقاخانه كوچك و رو به ويراني وجود دارد كه بيشتر از هر چيز انبار كوچكي براي كاسبان محل به حساب ميآيد، چرا كه گوني خرت و پرتهاي خود را در آن نگاهداري مي كنند. بر سر در آن طره هايي از آجر و كاشي نصب شده و حفاظ چوبي اش از سوراخهاي چهارگوش جعفري هنر گره چيني تشكيل يافته و بر ديوار رو به رو عكسي از حضرت علي (ع) قرار دارد. همچنين بشكه اي بي آب در آن ديده مي شود.
گفته مي‌شود كه امامزاده هارون ولايت در گذشته داراي سقاخانه اصلي بزرگي، در پشت آرامگاه مشرف بر خيابان هارون ولايت بوده كه با گذشت زمان كم كم از ميان رفته و تنها اثر مانده از آن، سنگ نوشته دود زده و شكسته اي است كه در پاي ديوار پيداست و به خط نستعليق برجسته دو مصرع ناخوانا از دوبيت شعر روي آن ديده مي شود.

 

سقا خانه حاج علی

سقاخانه مزبور در بازار غاز، واقع در ضلع شمال شرقي سبزه ميدان است. مسجدي كوچك با سقاخانه اي كوچك در كنــارش كه اكنون ديگر كاربردي ندارد و در ساليان پيش در و ديوار آن را سنگ كاري و بازسازي نموده اند. حفاظ چوبي اش داراي شبكه‌هاي چهار گوش جعفري هنر گره چيني به رنگ آبي فيروزه‌اي است و در ارسي ساده اي دارد. درونش پر از گرد و خاك است و بر ديوارش دو قاب عكس نصب شده يكي شمايل حضرت محمد(ص) در قابي شكسته و گردآلود و ديگري قابي داراي تصوير پنجه دستي با چشم و ابرويي در كف و شعار (يا حافظ) در زير آن است. اطراف پنجه را دو نام (الله) و (محمّد) با آياتي از قرآن فرا گرفته كه هر دو نمونه اي از هنر گرافيك سنتي در كار پوسترسازي كشور ماست.

 

سقا خانه آقا نور

اين سقاخانه در دالان مسجد آقانور قرار گرفته است و در سالهاي اخير به شكل سنتي بازسازي شده و مصالحي كه در نماي بيروني اش به كار رفته عبارت از كاشي و آجر است. اين بنا داراي در ورودي در ميان و دو پنجره در طرفين است. در بالاي خود نورگيري به گونه پنج و هفت كند دارد. پنجره ها و نورگير، مشبك هستند و در لچكي هاي در و پنجره ها نقوش هندسي خورشيد (شمسه) قرار دارد. اين سقاخانه آب لوله كشي شهري دارد، ولي جريان آبش را بسته اند

سقا خانه ترک ها

در محله دربكوشك نزديك مسجد تركها سقاخانه اي است كه چهره قديمي و سنتي ندارد ولي نگاه و انديشه بيننده رهگذر را به خود ميكشاند. پيش از هر موضوعي، درخت آن است كه از كف سقاخانه به بيرون و بالا خزيده و از ميان پنجره آهنينش گذشته است. آنچه را كه به نام درونه اين سقاخانه بايد نام برد بدين قرار است: نقاشي ديواري عاميانه مردي سوار بر اسب است با چهره اي پوشيده و شمشيري به دست و نقش ديگري از اسب پرنده با سر آدمي كه بيشتر از رنگهاي ماشي، سبز و آبي فيروزه اي به كار رفته و بته هايي بر زمين روييده اند. قاب شيشه اي شمايلهاي حضرت محمد(ص)، حضرت علي(ع) با امام حسن و حسين (ع) و درويشي در پشت آنان و شيري لميده در پيش و چشم اندازي از درختان نخل دركنار آب و حضرت رضا (ع) در كنار بارگاه خود، قاب ديگري از شمايل حضرت علي (ع) با پرتوي گرد سر، به رنگ سياه بر كاغذ سفيد، قابي پر از تصاوير كوچك از ائمه و در گوشه اي نقش برجسته اي (روليف) از گنبد و دو منار به رنگ طلايي قرار دارد. اين سقاخانه آب و لوله كشي شهري دارد

سقا خانه مسجد سید

بر نماي ديوار سمت راست درب اصلي مسجد سيد دريچه چوبيني نهاده اند و شير آبي زير آن است و بيشتر نمايشي از يك سقاخانه است، نه خود سقاخانه. اين دريچه در پايين اسپر كاشيكاري شده اي قرار گرفته و پيش از همه نقوش و رنگهاي اسپر، گيرايي دارد كه در واقع دنباله همه تزيينات نماي مسجد است.
زمينه اسپر كاشيكاري به رنگ سبز فيروزه اي است و از طرفين دريچه سقاخانه دو پيچ اسليمي به بالا رفته و در ميان اسپر، نقش گل مانندي به رنگ زرد قرار گرفته و در بالاي آن لوحه‌اي به شعار (يا ابوالفضل العباس) خوانده مي شود. ادامه حاشيه اسپر همچون قاب زيبايي به سه پهلوي دريچه سقاخانه كشيده شده است. اين سقاخانه از آب لوله كشي شهري سود مي برد.

سقا خانه تاج الدین

اين سقاخانه كوچك و از كارافتاده در كنار مسجدي به همين نام در خيابان وليعصر نرسيده به سبزه ميدان واقع شده و در و پنجره اش از هنر گره چيني چهارگوش جعفري زينت يافته است. اين سقاخانه نمونه اي از سقاخانه هاي همانندي است كه در پهنه شهر اصفهان ديده مي شود و نكته قابل توجه و تازه اي براي گفتن ندارد. تنها براي آگاهي بيشتر خوانندگان گرامي به آن اشاره شده است

سقا خانه مسجد لبنان

در ضلع شرقي مسجد لنبان سقاخانه اي قرار دارد كه چهارگوشه آنرا چهارستون گرد از سنگ پارسي جا گرفته و سقفش روي آنهاست. اين سقاخانه داراي چهارسنگاب است. دوتا گرد و دو تاي ديگر بزرگ و چهارگوش است. بر سنگابي كه بر جاده مشرف است اشعاري كه به خط نستعليق برجسته حجاري شده و به شرح زير خوانده مي شود:
تشنه فيض حق محمد خان
كه به كامش شراب جنــت باد
كرد اين سنگاب را خيــرات
كه بر او صد هزار رحــمت باد
از دم حضرت امام حســين
روي او سرخ در قيــــامت باد
دارم اميد ازهري كه به حشر
كوثر او را نصيب و قسمـت باد
بهر تاريخ چون بنوشــي آب
گو به ريش يزيــد لعـــنت باد
يك فرد شعر نيز جدا از ا
شعار بالا حجاي شده كه در زير مي آيد:
يك جرعه هركه نوشد زين حوض آب رحمت
گفت از براي تاريخ بادا به شمر لعنت
توضيح اينكه؛ اين سقاخانه در دست بازسازي بود

این مطالب ازwww.intranet.asfahan.ir برداشت شده است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 4 PM  توسط وحید کمانه  | 

و آنگاه که تمدن بشر به وجود آمد ، قبل از تولد هر حرفه ای معمار و معماری متولد شد و ايرانيان يا همان پارسيان اين نياز جامعه را چنان با تکنولوژی و هنر آميختند که نام و ياد آنها برای هميشه در اذهان دنيا زنده است ولی در حال حاضر چه کرده ايم؟ اين افتخارات چنان ما را کور کرده که فراموش کرده ايم زمان در حرکت است و آن قوم موفق است که نيازهای معماری جامعه را درک کند و زمان و مکان جامعه خود را بشناسد، اين روزها حرف از هنرومعاری زياد است و بازار نظريه پردازی گرم و نتيجه حرف تنها را همه می دانيم و می بينيم ، راه گم کرده ايم و به دور خود می چرخيم ، ولی تا کی؟ فکر نمی کنيد ديگر وقت آن رسيده که حرکتی انجام دهيم ، حرفها را عملی کنيم و به جای فکر کردن به محوريت فرد در معماری و تلاش برای رسيدن به عرصه برتر تجاری به محوريت هنر و تکنولوژی در معماری و رسيدن به جايگاه ازدست رفته معماری ميهنمان فکر کنيم و بهتر بگويم عمل کنيم ، شايد اين بحث ها هم تکراری  باشد ولی نياز جامعه امروز ما به يک بازنگری کلی و حرکتی عملی و علمی به سوی پيشرفت هست،  گوش و ذهن جامعه از شنيدن شعارهای زيبا و پوچ خسته شده و قبل از فرسودگی نيازمند حرکتی دوباره است ، وقتی حرفه ای به صورت فسيل در مي آيد و نيروی جوان ناديده گرفته می شود نبايد توقع حرکتهای جديد و سازنده را داشت.

مشکلات معماری امروز به قدری زياد است که در يک مطلب و مکتوب نمی شود آنها را نام برد اما معماری زنده است ، قلبش هنوز در تپش است و اين مشکلات چهره معماری ايران را دگرگون و دچار هرج و مرج کرده ، مشکلاتی از قبيل عدم آموزش صحيح ، کمبود منابع اطلاع رسانی ، فرهنگ پايين جامعه در قبال معماری ، تجارتخانه های معماری ، گم شدن هنر و قداست آن و عنوان های زياد ديگر که در اينجا فرصتی برای نام بردن از آنها نيست ، بياييد از خواب غفلت بيدار شويم و گوهر فرهنگ و معماری غنی کشورمان را به دست خودمان به ورطه نابودی نکشانيم.

به اميد روزی که معماری ايران سخن اول را درجهان بزند ومعمار ايرانی يک افتخار باشد ، اين جمله زياد عجيب و غريب نيست ، خواستن توانستن است ، در گذشته اينگونه بوده ، يقين دارم اگر بخواهيم در حال و آينده هم می توانيم اينگونه باشيم.

مطلب فوق از سایت www.parc.ir برداشت شده است

مطلب فوق آنقدر زیبا درد معماران هنر دوست امروز را فریاد زده بود که حیف دانستم که از آن در وب لاگ خود استفاده نکنم چرا که خود نیز با نظر جناب آقای محسن شجاعی فر نویسندهء مقاله ی بالا  موافقم و از دست معمارانی که دلشان برای هر چیز جز هنر می تپد دلم خون است به امید روزی که دوباره ایران و ایرانی همچون گذشته پیشتاز معماری  جهان باشد . 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 دی1385ساعت 5 PM  توسط وحید کمانه  | 

   

در استان يزد آثار و بناهاي بسياري وجود دارد كه نظر پژوهشگران به آنان معطوف مي گردد. نظير (مساجد ، مدارس ، آب انبارها ، و حسينيه ها ) ولي بناهاي يخچالهاي قديمي ، غريب ترين  عناصري معماري هستند كه با ايجاد يخچالهاي برقي تقريبا به بوته فراموشي سپرده شده اند . در وجود يخچالها كه روزگاري در قلب تابستانهاي داغ وسوزان ، خنكاي آب گوارا را به درون خانه مي كشاند ، رمز و رازي وجود دارد كه حكايت از معجزه فروتنانه خشت خام و دستهاي پرتوان معمار فرزانه اي مي كند تا عشق خدمت به خلق را در شاهكار معماري كوير به عرصه ظهور برساند . در حال حاضر تعداد معدودي از اين يخچالها باقي مانده است كه در اينجا سعي شده تا به ويژگي معماري و عملكرد خاص آن در ناحيه كويري پرداخته شود .

از پيشينه تاريخي يخچالها تا دوره صفويه اطلاعاتي در دست نيست . تنها در سفرنامه دكتر جان فراير در قرن يازدهم اشاره مي كند كه « در اين زمان ذخيره ساختن يخ ؛رسمي متداول و ديرين سال شمرده مي شود و امكان آن مي رود كه همراه با مغولان وارد ايران گرديده است . همچنين شاردن، دورنمايي از شهر كاشان را درسفرنامه  خود به تصوير مي كشد و يخچالهاي اين شهر را در بيرون از قلعه و برج وباروي شهر نشان داده است . و به معماري يخچالها در اصفهان اشاراتي كرده است .

استان يزد نيز با توجه به كويري بودنش از اين معماري بي بهره نبوده است و هنوز درجاي جاي آن از جمله به شهرستان ميبد و ابركوه نيز مي توان آثاراين شاهكار معماري را مشاهده كرد . ولي قبل از هر چيز شايان ذكر است كه فن ساختماني و شيوه معماري در ساختمانهاي يخچالها به گونه اي است كه دقت و نكته سنجي سازندگان و معماران اين واحدها را به نكات عمده ومهمي چون عايق كاري بنا ، حفظ برودت مناسب جهت نگهداري يخ ، مصالح ساختماني و چگونگي تهيه يخ پرداخته شود.

يخچالها بطور عمده از سه قسمت تشكيل شده اند ، ديوار طويل سايه انداز ، مخزن يخ و حوضچه هاي توليد يخ .

1-      ديوار سايه انداز بسيار طويل و بلند مي باشد ارتفاع اين ديوارها كه گاهي تا 10 متر مي رسد در طول روز از تابش آفتاب بر روي آبهاي منجمد شده در حوضچه ها جلوگيري مي كند . گاه جهت استحكام بيشتر ديوار سايه انداز اقدام به احداث پشت بندهاي بزرگ در قسمت جنوبي ديوار مي كردند . ديوارهاي سايه انداز در پايين داراي ضخامتي زياد بوده و به تدريج در بخشهاي فوقاني از قطر آنها كاسته ميشود .

2-      حوضچه هاي تهيه يخ : گودال مستطيل شكل است كه به موازات ديوار سايه انداز و در بخش شمالي آن حفرشده و طول آن اندكي كمتر از طول ديوار وعمق آن 30 الي 50 سانتيمتر و گاه بيشتر بوده است . اين گودال محل تهيه نخ در شبهاي سرد زمستان بود .

3-      مخزن يخ: اين مخازن معمولا در پشت ديوار سايه انداز و در بخش جنوبي آن و در بعضي موارد بوسيله يك يا چند مدخل ورودي به بخش شمالي راه مي يابد . انبار يخ نيز گودالهاي عميق و بزرگي هستند كه در وسط مخزن يخ حفرشده اند .شكل اين گودالها در يخچالهاي گنبد دار بصورت دايره با شعاعي تا حدود 4 متر و گاه بيشتر مي باشد. ديوار اين گودالها از سنگ يا آجر يا اندود كاهگل ساخته مي شد .و پشت آن با مصالح عايقي چون خاكه  زغال و يا مصالح ديگر پر مي گردد .جهت دستيابي به كف اين گودالها از پله هاي كوچكي كه در ديوار آن تعبيه مي شد استفاده مي گرديد همچنين چاهي در بيرون از يخچال حفر كرده و بوسيله مجاري باريكي كه دركف گودالهاي يخ تعبيه مي نمودند تا آب حاصل از ذوب يخ را به اين چاهها هدايت مي كردند .

ميبد يكي از نمونه هاي نادر شهرهاي باستاني ايران به شمار ميرود كه راههاي باستاني اين ديار پير را سواران مادي و پارسي ، اشكاني و ساساني در نورديده اند و در دوره هاي بعد نيز كاروانهايي كه از چهار سوي ايران بيابانهاي مركزي را مي بريدند و در اين پايگاه امن از تشويش بيابان مي آسودند يكي از اين راههاي باستاني شاهراه ري –كرمان مي باشد كه مجموعه كارواني رباط كه متشكل از كاروانسرا ،چاپارخانه ، آب انبار و يخچال مي باشد.در قسمتي از راه باستاني قرار دارد . ساختمان عظيم خشت و گلي يخچال ميبد روبروي كاروانسرا واقع گرديده و با ايجاد خيابان كشي از اين مجموعه مجزا گرديده است . اين يخچال روزگاري عطش مسافران كوير را سيراب مي نموده است .

محوطه يخبند ميبد حوض گلي كم عمقي به مساحت تقريبي 800 متر مربع و به عمق تقريبي نيم متر است ديوارهاي بلند سايه انداز به ضخامت 2 متر و به بلندي 8 متر است كه به چند طاق نما و ستون تقسيم شده است طول ديوار جنوبي 42 متر و ديوارهاي شرقي و غربي هر يك 20 متر مي باشد، يك درگاه اصلي به پهناي 2و20 و بلندي 2 متر درميان ديوارجنوبي به مخزن و گنبد راه دارد و تقريبا تمام رفت و آمدها وانبار كردن و تخليه يخ از اين درگاه صورت مي گرفته است درگاه ديگري به قرينه آن در سمت شمال گنبد تعبيه شده كه نقش چنداني نداشته و غالبا آنرا مي بسته اند .درگاه اصلي نيز فقط در هنگام رفت و آمد باز مي كرده اند مخزن قيفي يخچال را در زمين رسي سختي كنده اند ، قطردهانه اين مخزن 13 متر و گودي آن 6 متراست . ارتفاع گنبد حدود 15 متر مي باشد پهناي ديوار خشتي جدار گنبد از پايين به بالا به طراز ماهرانه اي كاهش مي يابد به گونه اي كه پهناي خشت درنوك گنبد از 2و40 متر به 20 سانتيمترمي رسد .

شهرباستاني ابركوه نيز كه پيشينه آن را به كيكاووس دومين پادشاه كيانيان مي رسانند ازمعماري كويري نيز بهره جسته و درجاي جاي اين خطه هنر و معماري كويري نظاره گر هر رهگذر مي باشد . يخچال بزرگ ابركوه كه به يخچال آقايي معروف است در سمت غربي جاده آسفالته ديده مي شود اين بنا با پلاني مدور و حجمي مخروطي شكل يادگاري از دوران قاجاريه در ورودي شهر واقع شده است. در بعضي از يخچالهاي مناطق كويري مانند ابركوه علاوه بر ديواراصلي ، ديوارهاي ديگري به موازات ديواراصلي ساخته مي گرديد ، به همان ميزان تعداد حوضچه هاي توليد يخ بيشتر مي شد بخصوص اينكه مخزن يخ نسبت به يخچالهاي مشابه از حجم و فضاي بيشتري برخوردار مي باشد . مصالح بكار رفته در بنا سنگ وخشت و چوب و آهك مي باشد كه ابتدا حدود 50 سانتيمتر را با سنگ و ملات ماسه وآهك بنا كرده اند و مابقي را با خشت و گل ساخته اند در شرق بنا سه ديوار چينه اي با فاصله اي معين ايجاد شده است تنها راه ورود به به يخچال دريچه كوچكي در پايين است كه پس از وارد كردن يخ به درون يخچال از همين دريچه مقداري گياه خشكيده بنام « ييزر» و علوفه مخصوص ديگري روي يخها مي ريختند و بلافاصله دريچه را مسدود مي كردند تا تابستان باقي بماند اين يخچال در سالهاي اخير مرمت گرديده و سطح بيروني آن با آجر و اندود كاهگل بازسازي شده است .

بطوركلي در معماري كوير ، كمتر راه حلي است كه منحصرا يه يك مساله تعلق داشته باشدمعمار يزدي هميشه بايك تير چند نشان را مي زند . اين مفهوم اساس توليد ، نشانه نبوغ و استعداد سازندگان يزدي است كه در ديگر عرصه هاي توليد نيز به ظهور مي رسد .

در خاتمه مي توان افزود كه اصول حاكم بر طرح افكني تمامي يخچالها يكسان است و يخ بايد عايقبندي شده و خشك بماند ولي عليرغم وجود مصالح مقاوم ومتناسب ، شرايط اقليمي ، توسعه صنعت مدرن يخ سازي از منزلت فرهنگي اين بناها كاسته است و جا دارد كه ضمن بازسازي يخچالها ، آنان را به كاربري شايسته تبديل نمايد تا اين شاهكار معماري از ياد رفته بار ديگر در كوير بدرخشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 دی1385ساعت 5 PM  توسط وحید کمانه  |