تبليغاتX
معماری هنر ایده

معماری هنر ایده

معماری و دکوراسیون

این معماران در کارهای جدید خود پیچیدگی را با وحدت یا تقابل نشان نمی دهند بلکه به صورت نرم و انعطاف پذیر ، پیچیدگی ها و گوناگونی های مختلف را در هم می آمیزند . این کار باعث از بین بردن تفاوت ها نمی شود . باعث ایجاد یک پدیده همگون یکپارچه نیز نمی گردد ، بلکه این عوامل و نیروها به صورت نرم و انعطاف پذیر در هم می آمیزد . هویت و خصوصیت هر یک از این عوامل در نهایت حفظ می شود مانند لایه های درونی زمین که تحت فشارهای خارجی تغییر شکل می دهند ، در عین این که خصوصیات خود را حفظ می کنند .
نظریه دیکانستراکشن جهان را به عنوان زمینه هایی از تفاوت ها می دید و این تضاد ها را در معماری شکل می داد . این منطق تضاد گونه در حال نرم شدن است تا خصوصیات بافت شهری و فرهنگی را به گونه ای بهتر مورد استفاده قرار دهد .
دیکانستراکشنیست ها عدم هماهنگی های درون پروژه را در ساختمان و سایت نمایش می دادند و این نقطه آغاز پروژه آنها بود . ولی آنها هم اکنون این تفاوت ها را در تقابل نشان نمی دهند  ، بلکه آنها را به صورت انعطاف پذیری در هم می آمیزند و یک منطق سیال و مرتبط را دنبال می کنند . اگر در گذشته پیچیدگی ها و تضاد از دل تقابل های درونی پروژه بیرون می آمد ، در حال حاضر خصوصیات مکانی ، مصالح و برنامه به صورت انعطاف پذیری روی همدیگر تا می شوند ، در حالی که هویت هر یک حفظ می شوند . معماری فولدینگ در مقیاس شهری در جایی بین زمینه گرایی و بیان گرایی قرار دارد . فرم های انعطاف پذیر نه به صورت کامل هندسی هستند و نه به شکل دلبخواهی . در مقیاس شهر ، این لایه های تا شده و انعطاف پذیر نه نسبت به بافت مجاور خود بی تفاوت اند و نه مطابق با آنند ، بلکه از شرایط محیطی بهره می جویند و آنها را در منطق پیچ خورده و منحنی خود جای می دهند .
گرگ لین در تعریف معماری فولدینگ می گوید : " فولدینگ یعنی تلفیق نمودن عوامل نامربوط در یک مخلوط به هم پیوسته . " در این رابطه می توان لایه های رسوبی در کوه ها را مثال زد که در اثر فشارهای درونی زمین روی یکدیگر خم شده و پیچ و تاب خورده اند . در عین این که هر لایه خصوصیات درونی خود را حفظ کرده است ، ولی با لایه مجاور خود درگیر شده و لایه ها به صورت انعطاف پذیری در کنار یکدیگر انحناء پیدا کرده اند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 10 AM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت دوم

از نظر دریدا ، نوشتار ابزار خوبی برای انتقال مفاهیم نیست و یک متن هرگز دقیقا همان مفاهیمی را که در ظاهر بیان می کند ندارد . متن به جای انتقال دهنده معنا ، یک خالق است . به همین دلیل در بینش دیکانستراکشن ، ما در یک دنیای چند معنایی زندگی می کنیم . هر کس معنایی و استنباطی متفاوت با دیگران از پدیده های پیرامون خود قرائت می کند .
تقابل دوتایی موضوع دیگری است که دریدا نقد کرده است . تقابل های دوتایی همچون روز و شب ، مرد و زن ، ذهن و عین ، گفتار و نوشتار ، زیبا و زشت و نیک و بد همواره در فلسفه غرب مطرح بوده است . از زمان افلاطون تا کنون همواره یکی بر دیگری برتری داشته است. ولی به نظر دریدا هیچ ارجحیتی وجود ندارد . او این منطق سیاه و سفید و مسئله یا این یا آن را رد مردود می داند .
به عنوان مثال ، در فلسفه غرب همیشه گفتار بر نوشتار به دلیل حضور گوینده ارجحیت داشته است . ولی به عقیده دریدا ، معنای متن را گوینده تعیین نمی کند ، بلکه شنونده و یا خواننده متن است که با توجه به ذهنیت و تجربه خود این معنا را که می تواند متفاوت از منظور و غرض گوینده یا مولف باشد مشخص می کند . لذا لزوما گفتار بر نوشتار ارجح نیست .
باید عنوان شود که تعریف دقیق و مشخصی از دیکانستراکشن وجود ندارد ، زیرا هر تعریفی از دیکانستراکشن می تواند مغایر با خود دیکانستراکشن تفسیر و تاویل شود .

خود دریدا می گوید : " دیکانستراکشن کردن یک متن به معنای بیرون کشیدن منطق ها و اسنتباطات مغایر با خود متن است . در واقع گسترش درک مجازی است . "
به طور کلی دیکانستراکشن نوعی وارسی یک متن و استخراج تفسیرهای آشکار و پنهان از بطن متن است . این تفسیرها و تاویل ها می تواند با یکدیگر و حتی با منظور و نظر پدید آورنده متن متناقض و متفاوت باشد . لذا در بینش دیکانستراکشن ، آنچه که خواننده استنباط و برداشت می کند واجد اهمیت است  و به تعداد خواننده ، برداشت ها ، استنباطات گوناگون و متفاوت وجود دارد . خواننده معنی و منظور متن را مشخص می کند و نه نویسنده . ساختاری ثابت در متن و یا تفسیری واحد از آن وجود ندارد . ارتباط بین دال و مدلول و رابطه بین متن و تفسیر شناور و لغزان است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 1 AM  توسط وحید کمانه  | 

دیکانستراکشن در فارسی به ساختار زدایی ، شالوده شکنی ، واسازی ، بنیان فکنی ، ساختار شکنی و بن فکنی ترجمه شده است . شاید این کثرت اسامی به دلیل آن باشد که دیثکانستراکشن یک نگرش چند وجهی و چند معنایی به دال و مدلول و هر نوع متنی دارد .
از آنجایی که مبانی دیکانستراکشن مستقیما از فلسفه دیکانستراکشن استخراج شده و به لحاظ آشنایی نسبتا اندک معماران با فلسفه این مکتب ، برای استنباط معماری دیکانستراکشن ، ابتدا لازم است فلسفه دیکانستراکشن و مهم تر از آن ، زمینه های نظری این نحله فکری تبیین شود.
در نیمه اول قرن بیستم مهم ترین مکتبی که ادامه دهنده فلسفه مدرن محسوب می شد ، فلسفه اصالت وجود بود . ژان پل سارتر ( 1980 - 1905 ) فیلسوف فرانسوی  ، پایه گذار این مکتب است . او خرد گرایی مدرن ، که توسط دکارت ، کانت و سایر بزرگان مدرن مطرح و تبیین شده بود ، را اساس فلسفه خود قرار داد . سارتر معتقد  به خرد گرایی استعلایی ( Transendental Mind  ) است . از نظر وی ، " فرد ماهیت خویش را شکل می دهد و نباید از این عامل در مسیر شخصیت فرد غافل ماند ... سارتر آزادی بی قید و شرط را از امکانات ذهن آدمی دانست . به نظر او آدمی آزاد است هر چه می خواهد اختیار کند و به همین جهت است که باید او را مسئول انتخاب های خود دانست . "
از نیمه دوم قرن اخیر ، فلسفه مدرن و مکتب اصالت وجود و خرد باوری از طرف مکتب جدیدی به نام مکتب ساختارگرایی مورد پرسش قرار گرفت . این مکتب در ابتدا توسط فردیناند دو سوسور ، زبان شناس سوییسی و لوی استراوس ، مردم شناس فرانسوی ، مطرح شد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 11 AM  توسط وحید کمانه  | 

گسترش تاریخی

از آنجا که جنبش های معماری، زنجیروار به یکدیگر وابسته نبودند، جریانهای متفاوت همزمانی را پدید آوردند که یا بر یکدیگر غلبه می کردند یا در یک فرایند ممتد دیالتیکی تاثیراتی بر هم می گذاشتند.

این نکته به ویژه با جنبشی که در اینجا از آن با عنوان سنت گرایی بحث خواهیم کرد، حائز اهمیت است.

این جنبش در حوالی سال 1904 زمانی که هرمان موتزیوس نخستین خانه هایش را که ملهم از خانه های ییلاقی انگلیسی بودند، در آلمان ساخت، آغاز شد و تا سال 1934 دوام آورد. یعنی زمانی که آدلف هیتلر در یک سخنرانی در کردهمایی حزب ناسیونال سوسیالیست (نازی) در اشاره به موضوعهای فرهنگی خود را از معمارانی که گرایش های سنت گرایانه داشتند جدا ساخت و علاقه مندی خویش را نسبت به سبک نوکلاسیک اعلام کرد. معماران سنت گرا، کلاً از وقایع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که به طرز شایان توجهی بر جنبش های اکسپرسیونیسم و خرد گرایی تاثیر گذاشته بودند. بر کنار بودند. این جنبش در درجه ی نخست؛ مترجمانی بود از زندگی بورژوازی محافظه کار، یک طبقه ی اجتماعی که غالباً از جنبش های مترقیانه فاصله داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 4 PM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت سوم

کتاب دیگری با نام شکست معماری مدرن در دهه ی هفتاد چاپ شده برنت برولین مولف این کتاب به روش طراحی معماری و شهر سازی مدرن و خصوصاً آنچه که کوربوزیه در طرح شهر چندیگار هند (1957) انجام داد. انتقاد تند و گزنده ای کرد. به نظر برولین کربوزیه طراحی این شهر و ساختمان های آن را کاملاً بر طبق الگوهای مرسوم در اروپای مرفه اجرا کرد. که به کلی متفاوت از آن چیزی است که اهالی فقیر و هندو مذهب هند با آن آشنایی دارند. وی در این کتاب توضیح می دهد که چگونه اهالی این شهر در طی دو دهه ی گذشته کالبد ساختمان ها و شهر را مطابق با نیاز خود تغییر داده اند.

معماری پست مدرن بر بیش از نیم قرن سلطه ی بلامنازع معماری مدرن نقطه ی پایان گذارد. در طی دهه هفتاد و هشتاد میلادی، معماران آوانگارد همچون مایکل گریوز، چارلزمور، استانلی تایگر من، رابرت استرن و بسیاری دیگر از آمریکا سعی کردند معماریی را که تبلوری از هویت مردم است به نمایش بگذارند. نکته قابل توجه این که یکی از بازماندگان بزرگ معماری مدرن، فیلیپ جانسون در طراحی آسمانخراش AT&T در نیویورک (84 – 1978) به جمع معماران پست مدرن پیوست.

 

فیلپ جانسون به عنوان تنها بازمانده از بزرگان معماری مدرن در اواخر دهه ی هفتاد تغییر موضع داد و با قرار دادن نستوری تزئینی غیر عملکردی بر بالای برج شرکت تلفن و تلگراف آمریکا (AT,T) 84 – 1978 در نیویورک به جمع معماران پست مدرن پیوست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 2 AM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت دوم

 

چالز جنکز، تاریخ نگار و منتقد معماری، دیگر نظریه پرداز مهم معماری پست مدرن است. وی در سال 1977 کتابی به نام زبان معماری پست مدرن به رشته تحریر در آورد. با این کتاب جنکز روند جدیدی را که ونچوری در معماری آغاز نموده بود نامگذاری کرد و گسترش داد.

جنکز در این کتاب تاریخ دقیق مرگ معماری مدرن را 15 ژوئیه 1972 ساعت 23/3 بعدازظهر اعلام کرد، زمانی که مجموعه آپارتمان های مسکونی پروت ایگو در شهر سنت لوییس آمریکا توسط دینامیت منهدم شد.

 

 مجموعه آپارتمان پروت ایگو هنگام انهدام با دینامیت جنکز انهدام این مجموعه را مرگ معماری مدرن بیان کرد

 مجموعه آپارتمان پروت ایگو هنگام انهدام با دینامیت جنکز انهدام این مجموعه را مرگ معماری مدرن بیان کرد

 

جنکز بیان می کند که این مجموعه آپارتمان ها نماد معماری مکعب شکل و بدون تزئینات مدرن بود و بسیاری از اصول طراحی آن، منطبق با اصول مطرح شده در کنگره های سیام (CLAM) بود. اما به دلیل آن که زبان انتزاعی مورد استفاده در طرح این مجموعه مدرن با آنچه ساکنان سیاه پوست و نسبتاً فقیر این مجموعه به عنوان خانه قلمداد می کردند بیگانه بود، لذا انهدام و نیستی تنها راه چاره برای پایان دادن به رنج ساکنان این ساختمان و خود ساختمان بود.

بر طبق نظر جنکز معمار نباید خود به تنهایی ساختمان را طراحی کند. آنچه در معماری مدرن مرسوم بود. بلکه همکار و مشاور استفاه کنندگان باشد الگو شکل ساختمان نباید تنها در ذهن معمار باشد، بلکه باید آن چیزی باشد که ساکنان آینده ساختمان با آن انس و آشنایی دارند و می توانند با آن ارتباط برقرار کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387ساعت 8 PM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت دوم

 آنچه در ايران و برخی از کشورها روی می دهد غالباً به سبب عدم شناخت عميق و تحليلی به شکل نوعی تلقيد است و تجربه نشان داده که از اوايل قرن چهارده شمسی تاکنون در زمينه ی طراحی معماری کمتر موفق به نظريه پردازی و ابداعات اصيلی که به صورت گسترده مورد توجه جامعه حرفه ای قرار گيرد، شده ايم البته اين نکته به اين معنی نيست که در جامعه حرفه ای معماران برجسته و صاحب نظر وجود ندارد.

افزون بر اين اگر به حرفه و دانش معماری به عنوان يک دانش و حرفه ميان رشته ای توجه شود، اين نکته آشکار خواهد شد که نمی توان تصور کرد که معماری بدون توسعه دانش ها و علوم مرتبط با آن به نحو رضايت بخشی توسعه و اعتلا يابد.

با پيدايش مصالح جديد و تحولات علمی ، معماری معاصر در جهان با بيان وسيع تری به جريان افتاد که همراه خود مفاهيم و مباحث بسيار گوناگون و متنوع انديشه بشری را به همراه آورد.

معماری متداول و مرسوم خشت ، آجر و سنگ که نوعی سکون و بيان شناخته شده ای را در قرون متوالی در پرتو تظاهرات خويش از نوعی معماری سنگين و تا حدودی بسته داشت ، تدريجاً به سوی معماری شفاف ، باز و آشکار متمايل گشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 12 PM  توسط وحید کمانه  | 

قسمت اول 

در راستای تحقیقی که در باره ی معماری غرب داشتم به کتاب مبانی و مفاهیم معماری معاصر غرب نوشته ی دکتر وحید قبادیان بر خوردم مطالعه ی این کتاب رو به تمام علاقه مندان معماری توصیه میکنم.مقاله ی معماری معاصر غرب با تاثیر از این کتاب نوشته شده است.  وحید کمانه

عوامل متعددی مانند خردگرايی, توسعه ی علوم, توسعه ی فلسفه و به ويژه گسترش تکنولوژی موجب تکوين مدرنيسم شد.. استفاده از مظاهر تکنولوژی, از جمله کاربرد فلز که ابتدا در پل سازی و سپس در ساختمان سازی شروع شد, در شکل گيری معماری مدرن موثر بود. نخستين نمايشگاه بين المللی در سال 1851 در هايد پارک لندن موسوم به قصر بلورين که سازه ای فلزی داشت و از شيشه درآن استفاده شده بود موجب توجه به مصاله جديد و زبان جديدی برای معماری شد. نياز به استفاده از سازه های فلز و کاربرد شيشه در ساختمان های شيکاگو و تکوين مکتب شيکاگو در 1871 و نمايشگاه پاريس در1889 و ساخت برنج ايفل زمينهای مناسب برای استفاده از مصالح جديد فراهم کرد.

نهضت هنر نواز1890 در هنرها و از1890 تا 1910 در معماری موجب شکل گيری اصول مدرن در هنرها و معماری؛ از جمله عدم سنگ گرايی, انتقاد از مکتب های تقليدی, توجه به فرم های جديد, رويکرد به هنر و روح زمان و توجه به توليد آثار مدرن شد. برخی نهضت های ملهم از صنعت و تکنولوژی مانند فوتوريسم به موضوع سرعت, تحرک و استفاده از تکنولوژی توجه کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 12 PM  توسط وحید کمانه  |